تهاجم فرهنگی ابزاری در دست دشمن

تهاجم فرهنگي

 تهاجم فرهنگي عبارت است تلاش برنامه‌ريزي شده و سازمان يافتة تمام يا بخشي از يك يا چند گروه اجتماعي – فرهنگي يا ملت يا جامعه يا تمدن و يا دولت بيگانه براي تحميل مبانی  و اصول اجتماعي، باورها، ارزشها، اخلاقيات و رفتارهاي مورد نظر خويش بر ساير گروهها و جوامع، همچنين ارائه اطلاعات انبوه به ملتها و تغيير در نظام ارزشهاي آنها به طوري كه تصميم‌گيريها در كشور مورد تهاجم منجر به تأمين منافع سياسي، اقتصادي و ... كشورهايي شود كه از اين حربه استفاده مي‌كنند. (شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 1378)

no


هدف از تهاجم فرهنگي كنترل فرايند تصميم‌گيري، شيوه اطلاع‌رساني و تغيير در نظام ارزشهاست، ‌به‌طوري كه منجر به استيلاي سياسي و اقتصادي كشور مهاجم شود. بدين ترتيب مهاجم فرهنگي سعي ميكند با استفاده از برتري اقتصادي، سياسي، نظامي، اجتماعي و فن‌آوري خود، به مباني انديشه و رفتار يك ملت هجوم آورد و با تهديد، تضعيف، تحريف و احياناً نفي و طرد ارزشهاي آن، زمينه حاكميت انديشه‌ها، ارزشها و رفتارهاي مطلوب خويش را فراهم آورد. لذا تهاجم فرهنگي به‌مفهوم نفي هويت فرهنگي و ملي كشور مورد تهاجم به منظور برقراري سلطه فكري و فرهنگي،‌ از طريق تغيير باورها، رفتارها، روشها و آداب و رسوم زندگي فردي و اجتماعي آن ملت، منطبق با الگوهاي فرهنگي مهاجم خواهد بود (صالحي اميري، 1386، ص 63).

در واقع در تهاجم فرهنگي دو مساله قابل بررسي است:

1- تخريب مبانی  و مبادي فرهنگي، تمسخر، استهزا و بي‌ارزش و مخرب جلوه‌دادن عناصر گوناگون وابسته به يك فرهنگ.

2- ورود عناصر منفي و مخرب فرهنگي با جلوه‌هاي جذاب و دلنشين.  از اينرو، مقابله با تهاجم فرهنگي از يك سو نيازمند شناخت دقيق ابزارهاي دشمن و از سوي ديگر نيازمند شناخت دقيق نقاط ضعف و قوت فرهنگ خويش است، لذا كوشش در جهت تقويت نقاط قوت و برنامه‌ريزي همه جانبه در اين راستا از جمله ابزارهاي مقابله با اين تهاجم است.

 

برخي از تفاوتهاي تبادل و تهاجم فرهنگي عبارت است از:

 

1- در تبادل فرهنگي، هدف بارور و كامل كردن فرهنگ ملي است، اما در تهاجم هدف تسلط بر فرهنگ ديگر، خود باخته، دنباله رو نمودن و احياناً از بين بردن آن فرهنگ است.

2- تبادل فرهنگي آگاهانه و ارادي، اما تهاجم فرهنگي ناآگاهانه و غير ارادي است

3- در تبادل فرهنگي، عناصر مطلوب فرهنگي با يكديگر تبادل مي‌شود ولي در تهاجم فرهنگي، فرهنگ مهاجم، هنجارها، باورها و ارزشهاي خود را – كه در فرهنگ مورد تهاجم نامطلوبند، بر فرهنگ مورد تهاجم تحميل مي‌كند.

4- تبادل فرهنگي با اتكاء به نقاط قوت فرهنگها انجام مي‌گيرد ولي در تهاجم فرهنگي با اتكاء به نقاط ضعف فرهنگ مورد تهاجم و نقاط قدرت فرهنگ مهاجم به وقوع مي‌پيوندند.

يكي از مهمترين عوامل بسط و گسترش دامنه تهاجم فرهنگي در جامعه ما عدم توجه جدي به مقوله مديريت فرهنگي در سطح كلان و خرد، آموزش و تربيت مديران فرهنگي لايق و تدوين و تشريح دقيق مديريت فرهنگي كه از منظر علمي متناسب با فضاي ديني و ملي جامعه باشد، است. (صالحي اميري، 1386، ص 64).

 

عوامل تهاجم فرهنگی 
عوامل تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد: 
الف) عوامل برون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که به نحوی ردپای کشورهای خارجی (غربی) در آنها دیده می‏شود عوامل برون‏زا هستند؛ از جمله: اعزام مستشرقین، تلاش برای دین‏زدایی از طرق مختلف، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ساخت و فروش وسایل ارتباطی، نظیر ماهواره و ویدئو و... . سیاست‏گزاران و طراحان کشورهای سلطه‏جو این عوامل را طراحی و برنامه‏ریزی می‏کنند و افراد داخلی آن را به اجرا درمی‏آورند.
ب) عوامل درون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که ریشه‏ی داخلی داشته و غیرمستقیم یا مستقیم به پذیرش تهاجم فرهنگی از خارج به داخل کمک می‏کنند عوامل درون‏زا هستند؛ از جمله: زمینه‏هایی هم‏چون بیکاری، فقر اقتصادی، نابه‏سامانی خانوادگی، غفلت مسئولین فرهنگی و اجتماعی و ناآگاهی جوانان و نوجوانان و... (مسگرنژاد، 1373 و نگارش، 1380).
 

شیوه‏های تهاجم فرهنگی 
در یک نگاه کلی شیوه‏های تهاجم فرهنگی غرب را نیز می‏توان از دو بعد خارجی و داخلی مورد توجه قرار داد. 
در بعد خارجی، مهاجمان با امکانات و موقعیت‏های مختلفی که در مجامع بین‏المللی در دست دارند، از طریق شبکه‏های گسترده‏ی بنگاه‏های تبلیغاتی و سخن‏پراکنی خود می‏کوشند با عناوینی چون نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم، وجود خفقان و سانسور، نبودن آزادی برای زنان و مطبوعات و نویسندگان، جنگ‏طلبی، ماجراجویی و...و با حربه‏های شناخته شده و تکراری، تصویری تحریف شده و ناخوشایند از فرهنگ مقابل در اذهان مردم دنیا ترسیم نمایند و طبیعی است که در این راه، زشت‏ترین و شیطانی‏ترین حربه‏ها را برمی‏گزینند. 
در بعد داخلی تهاجم فرهنگی غرب در کشورهای اسلامی به دو شیوه‏ی زیر رخ می‏نماید: 
1 ـ ترویج افکار و اندیشه‏های غیراسلامی و حتی ضداسلامی، تبلیغ افکار التقاطی، تقدس زدایی و توهین به مقدسات، سست نمودن پایه‏های اعتقادی جوانان نسبت به برخی از اصول و آرمان‏ها. 
2 ـ تجددگرایی، علم‏زدگی و عقل‏گرایی افراطی، تلاش در راه تطهیر غرب و غرب‏گرایی، بی‏اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامی به بهانه‏ی عدم تطابق با دانش‏های نوین بشری، طرح جدایی دین از سیاست، ترویج بی‏حجابی و بدحجابی و پوشش‏های مستهجن و خلاف شؤون اسلامی، رواج مدهای غربی و بی‏بند و باری، تهیه و پخش فیلم‏های شدیدا ضد اخلاقی ویدئویی، نوارهای کاست مبتذل از خوانندگان فاسد و توزیع عکس‏های مبتذل در سطح گسترده، تولید و پخش مشروبات الکلی و مواد مخدر در سطح جامعه، چاپ و نشر کتب و مجلات ضداخلاقی، جنایی، عشقی و رمان‏های مبتذل، تشکیل مجالس لهو و لعب و...، مشتی از خروارها توطئه‏ی دشمن است. ابزار تهاجم فرهنگی تنها محدود به موارد فوق نیست، بلکه تمام موارد فرهنگ‏های مکتوب، شفاهی، عمومی و تصویری نیز از ابزارهای دیگر این تهاجم هستند (مسگرنژاد، 1373). 
فرهنگ غربی با استفاده از ابزار فوق تخریب فرهنگ اسلامی را مد نظر قرار داده است. مواردی از قبیل تشکیک در حقانیت دین اسلام، انتشار کتاب‏های ضد دینی مانند آیات شیطانی، نفی مقدسات اسلامی و نیز تحدید دین و تلاش برای حذف دین از عرصه‏ی اجتماع از این موارد به شمار می‏آید (افتخاری، 1377).
 

مراحل تهاجم فرهنگی 
تهاجم فرهنگی در دو مرحله‏ی عمده صورت می‏پذیرد که در هر یک راه‏های خاصی مدنظر قرار می‏گیرد:&am