​​

 

 

روستای زیبای سرشک

در30 کیلومتری شهرستان نایین و همچنین در 112 کیلومتری استان اصفهان قرار دارد . 

سرشک در بخش مرکزی شهرستان و در دهستان لای سیاه واقع شده است .

این روستا در میان 3 رشته کوه به نام های  ( سارو / سفیده / سرشک ) است .

ارتفاع این روستا از سطح دریا طبق علم زمین شناسی و دستگاه های اندازه گیر 2498 متر میباشد .

طبیعت بکر این روستا و مردمانش با فرهنگ و تمدن غنی در منطقه زبان زد خاص و عام است ...

 

بیشتر بخوانید . . .


بیشتر بخوانید . . .

گردوی دعا

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت : بشکن و بخور و برای من دعا کن

بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد.

آن مرد گفت : گردوها را می‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم

بهلول گفت : مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است

( آسیاب سنگی جهت تهیه آرد نانوایی )

بیشتر بخوانید . . .

تهاجم فرهنگی ابزاری در دست دشمن

تهاجم فرهنگي

 تهاجم فرهنگي عبارت است تلاش برنامه‌ريزي شده و سازمان يافتة تمام يا بخشي از يك يا چند گروه اجتماعي – فرهنگي يا ملت يا جامعه يا تمدن و يا دولت بيگانه براي تحميل مبانی  و اصول اجتماعي، باورها، ارزشها، اخلاقيات و رفتارهاي مورد نظر خويش بر ساير گروهها و جوامع، همچنين ارائه اطلاعات انبوه به ملتها و تغيير در نظام ارزشهاي آنها به طوري كه تصميم‌گيريها در كشور مورد تهاجم منجر به تأمين منافع سياسي، اقتصادي و ... كشورهايي شود كه از اين حربه استفاده مي‌كنند. (شوراي عالي انقلاب فرهنگي، 1378)

no

بیشتر بخوانید . . .

بسمه تعالی

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت کلیه دوستان عزیز و کاربران گرامی فضای مجازی که از این وبلاگ بازدید به عمل آورده اند . بر خود لازم میدانم از زحمات بی بدیل دوستان عزیزم که با نظرات و پیشنهادات سازنده خود یاری رسان این حقیر بوده اند تشکر کرده و دست مهربان آنان را به گرمی بفشارم امیدوارم بتوانم با تلاش بی وقفه خود پاسخگوی این همه خوبی باشم ...

 

موفق و موید و پیروز باشید

مدیر وبلاگ : سجاد قاسمی

 

 

( نمایی از آستان مقدس امامزاده سلطان سید محمد (ع) روستای سرشک )

پیشینه قدمت این امامزاده به این شرح است که طبق بیانات افراد کهنسال روستا در زمان های قدیم حدودا بالای 150 سال قبل فردی به نام حاج احمد وزیری سرشک ( پدربزرگ مادری بنده ) که یکی از بزرگان این روستا بوده است بنا شده . او فردی مومن و متدین و با تقوا بوده که در شغل ساربانی مشغول به کار بود . روزی از روزها حاج احمد کاروان شتر خود را در منطقه کویری خوروبیابانک ( کویر انارک ) برای چرا می برد پس از مدتی برای دیدار خانواده به روستا باز میگردد در همین حال متوجه عزیزی نورانی و لحن زیبای قرائت قرآن میشود که مثل اینکه فردی که طبق گفته بزرگان دارای باطن و از نوادگان امام موسی کاظم (ع) بوده و در مجاورت درختی کهنسال در حال عبادت بوده که در قسمت جنوبی این روستا که در حال حاضر بقعه امامزاده در آن محل قرار دارد میشود ولی با توجه به اینکه این واقعه برای سایر افراد آبادی هم قابل رویت بوده پس از سلام و عرض ادب به آن بزرگوار از آن محل گذر و به سمت منزل شخصی اش حرکت میکند بعد از اینکه به منزل میرسد شترها را برای استراحت به بارانداز ( محل نگهداری شترها و تخلیه بار آنها ) که در قسمت شمالی خانه اش  بوده است میبرد و با وجود اینکه در قدیم روستا از امنیت بالایی برخوردار بوده شترها را با جهاز ( باری که بر پشت شترها میگذاشتند ) رها میکند و خود برای قضای حاجت به خانه میرود . 

 

بیشتر بخوانید . . .

( درخت گردو )

بیشتر بخوانید . . .